کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

لعنت

1

خواب و خیالی پوچ و خالی ، این زندگانی بود و بگذشت

دوران به ترتیب و توالی، سالی به سال افزود و بگذشت

2

هر اتفاقی چشمه یی بود ، از هر کناری چشم بگشود

راهی شد و صد جوی و جر شد ، صد جوی و جر ، شد رود و بگذشت

3

در انتظار عشق بودم ، اوهام رنگینم شتابان

گردونه شد بر گل گذر کرد، دامان من آلود و بگذشت

4

عمری سرودم یا نوشتم ، این ظلم و این ظلمت نفرسود

بر هر ورق راندم قلم را ، گامی عبث فرسود و بگذشت

5

اندیشه ام افروخت شمعی، در معبر بادی غضبناک

وان شعله رقصان چالاک، زد حلقه یی در دود و بگذشت

6

کردم به راهش گلفشانی، وان شهسوار آرمانی

چین بر جبین ، خشمی ، عتابی ، بر بندگان فرمود و بگذشت

7

با عمر خود گفتم که دیری ، جان کنده ای ، کنون چه داری

پیش نگاهم مشت خالی ، چون لعنتی بگشود و بگذشت

متن شعر کپی شد.