کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دو باره می سازمت وطن

1

دوباره میسازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو میزنم، اگر چه با استخوان خویش

2

دوباره می بویم از تو گل، به میل نسل جوان تو

دوباره میشویم از تو خون، به سیل اشک روان خویش

3

دوباره یک روز روشنا، سیاهی از خانه میرود

به شعر خود رنگ میزنم، ز آبی آسمان خویش

4

اگر چه صد ساله مرده ام، به گور خود خواهم ایستاد

که بردرم قلب اهرمن، زنعره آنچنان خویش

5

کسی که عزم رمیم را، دوباره انشا کند به لطف

چو کوه می بخشدم شکوه، به عرصه امتحان خویش

6

اگر چه پیرم ولی هنوز، مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز میکنم، کنار نوباوگان خویش

7

حدیث حب الوطن زشوق، بدان روش سازمیکنم

که جان شود هر کلام دل، چو بربرگشایم دهان خویش

8

هنوز در سینه آتشی به جاست، کز تاب شعله اش

گمان ندارم به کاهشی، ز گرمی دودمان خویش

9

دوباره میبخشم توان، اگر چه شعرم به خون نشست

دوباره میسازمت به جان، اگر چه بیش از توان خویش

متن شعر کپی شد.