کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بزغاله و میمون

1

شنیدم باز هم گوهر فشاندی

که روشنفکر را بزغاله خواندی

2

ولی ایشان ز خویشانت نبودند

در این خط جمله را بیجا نشاندی

3

سخن گفتی ز عدل و داد و آن را

به نان و آب مجانی کشاندی

4

از این نقلت که همچون نقل تر بود

هیاهو شد عجب توتی تکاندی

5

سخن هایت ز حکمت دفتری بود

چه کفترها از این دفتر پراندی

6

ولیکن پول نفت و سفره خلق

زیادت رفت و زان پس لال ماندی

7

سخن از آسمان و ریسمان بود

دریغا حرفی از جنگل نراندی

8

چو از بزغاله کردی یاد ای کاش

سلامی هم به میمون میرساندی

متن شعر کپی شد.