کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

لمعه

1

خون دل و گلوله و باروت ، با آن سه رادمرد چه کردند

آن هر سه ایستاده آزاد ، اینک اسیر تربت سردند

2

مرد خدا و مصلح و استاد ، هریک زبان مردم خاموش

رفتند و چون تعرض فریاد ، دیگر به سینه باز نگردند

3

ای زادگاه پاک من ای خاک ، ناگاه تخت سینه گشودی

در خون خود تپیده درونت ، بسیار کودک و زن و مردند

4

این جاهلان که دست به کارند ، گوش سخن نیوش ندارند

رنج است این ! به سود چه راحت، باصلح پیشگان به نبودند

5

خودرو سوار و لوله افکن ، با تندباد مرگ بتازد

چون باره گسیخته افسار ، برمردمی که راهنوردند

6

برگرد آبگیر پر از اشک، با قامت خمیده و لرزان

تمثیل لاله های سیاهند، این مادران که دختر دردند

7

شاید بهار سبز ببارند ، شاید گیاه سبز بکارند

دلزندگان سبز که بیزار ، از این خزان مرده زردند

متن شعر کپی شد.