کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

جای حضور فریاد

1

هرچند دخمه را بسیار، خاموش و کور می بینم

در انتهای دالانش، یک نقطه نور می بینم

2

هرچند پیش رو دیوار، بسته ست راه بر دیدار

در جای جای ویرانش، راه عبور می بینم

3

هرچند شب دراز آهنگ، نالین زمین و بالین سنگ

در انتظار روزی خوش، دل را صبور می بینم

4

تن کم توان و سر پردرد، پایم ضعیف و دستم سرد

در سینه لیک غوغایی، از عشق و شور می بینم

5

گر غول در شگفت از من، پاس گذر گرفت از من

با چشم دل عزیزان را، از راه دور می بینم

6

من کاج آهنین ریشه، هرگز مبادم اندیشه

برخاک خود اگر موجی، از مار و مور می بینم

7

طوفان چو در من آویزد، ناکام و خسته بگریزد

از من هراس و پروایی ، در این شرور می بینم

8

هر جا خلافی افتاده است، جای حضور فریاد است

من رمز کامیابی را، در این حضور می بینم

9

هشتاد و اند من، با من، گوید خروش بس کن زن

گویم خموش بودن را، تنها به گور می بینم

متن شعر کپی شد.