کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

صبح

1

چو مرغی زیر باران راه گم کرده

2

گذشته از بیابان شبی چون خیمه دشمن

3

شبی را در بیابانی - غریب اما - به سر برده

4

فتاده اینک آنجا روی لاشه جهد بی حاصل

5

همه چیز و همه جا خسته و خیس است

6

چو دود روشنی کز شعله شادی پیام آرد

7

سحر برخاست

8

غبار تیرگی مثل بخار آب

9

ز بشن دشت و در برخاست

10

سپهر افروخت با شرمی که جاوید است و گاه آید

11

برآمد عنکبوت زرد

12

و خیس خسته را پر چشم حسرت کرد

13

وزید آنگاه و آب نور را با نور آب آمیخت

14

نسیمی آنچنان آرام

15

که مخمل را هم از خواب حریرینش نمی انگیخت

16

و روح صبح آنگه پیش چشم من برهنه شد به طنازی

17

و خود را از غبار حسرت و اندوه

18

در آیینه زلال جاودانه شست و شویی کرد

19

بزرگ و پاک شد و آن توری زربفت را پوشید

20

و آنگه طرف دامن تا کران بیکران گسترد

21

در این صبح بزرگ شسته و پاک اهورایی

22

ز تو می پرسم ای مزدا اهورا، ای اهورا مزد

23

نگهدار سپهر پیر در بالا

24

به کرداری که سوی شیب این پایین نمی افتد

25

و از آن واژگون پرغژم خمش حبه ای بیرون نمی ریزد

26

نگدار زمین

27

چونین در این پایین

28

به کرداری که پایین تر نمی لیزد

29

ز بس با صد هزاران کوهمیخش کرده ای ستوار

30

نه می افتد نه می خیزد

31

ز تو می پرسم ای مزدا اهورا، ای اهورا مزد

32

که را این صبح

33

خوشست و خوب و فرخنده؟

34

که را چون من سرآغاز تهی بیهوده ای دیگر؟

35

بگو با من، بگو ... با ... من

36

که را گریه؟

37

که را خنده؟

متن شعر کپی شد.