سایر · مهدی اخوان ثالث
آن بالا
1
داشتم با ناهار
2
یک دو پیمانه از آن تلخ، از آن مرگابه
3
زهر مارم می کردم
4
مزه ام لب گزهای تلخ و گس با همگان تنهایی
5
پسرک
6
- پسرم -
7
در سکنج دو ردیف قفسکهای کتاب
8
رفته بود آن بالا
9
دست ها از دو طرف وا کرده
10
تکیه داده به دو آرنج، گشوده کف دست
11
پای آویخته و سر سوی بالا کرده
12
مثل یک مرد که بر دار صلیب
13
یا گر باید هموار بگویم، شاید
14
مثل یک چوب نه هموار صلیب
15
خواهرش گفت:
16
"بیا پایین، زردشت!"
17
مادرش گفت:"بیا پایین مادر!
18
وقت خواب است، بیا، من خوابم می آید"
19
"من نمی آیم پایین، من اینجا می خوابم"
20
- گفت زردشت صلیب -
21
"من همین بالا می خوابم"
22
من به او گفتم یا می گفتم می باید:
23
"تو بیا پایین، فرزند!
24
پدرت آن بالا می خوابد"
25
یا شاید:
26
"پدرت آن بالا خوابیده ست!"