سایر · مهدی اخوان ثالث
روز و شب
1
روز آفاق عاج خواند سرودی
2
شب اقالیم آبنوش شنفتند
3
سایه در سایه سحرهای شبانه
4
تن در امواج گیسوی تو نهفتند
5
روزها طالع طلایی خود را
6
همچو رازی کهن به روی تو گفتند
7
این جدایان جاودان چه بسا شد
8
در تو با هم، چو نقش و آینه خفتند
9
سحر شب را به راز روی بسی من
10
در توی طاق، دیده ام که چه جفتند
11
باز صبح است و روشنان پگاهی
12
روی شستند و گرد آینه رفتند
13
باز اقالیم عاج خواند از آن دست
14
که در آفاق آبنوس شنفتند