کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

هر کجا دلم بخواهد

1

چون میهمانان به سفره پر ناز و نعمتی

2

خواندی مرا به بستر وصل خودی پری

3

هر جا دلم بخواهد من دست می برم

4

دیگر مگو: ببین به کجا دست می بری

5

با میهمان مگوی: بنوش این، منوش آن

6

ای میزبان که پر گل ناز است بسترت

7

بگذار مست مست بیفتم کنار تو

8

بگذار هر چه هست بنوشم ز ساغرت

9

هر جا دلم بخواهد، آری، چنین خوش است

10

باید درید هر چه شود بین ما حجاب

11

باید شکست هر چه شود سد راه وصل

12

دیوانه بود باید و مست و خوش و خراب

13

گه می چرم چو آهوی مستی، به دست و لب

14

در دشت گیسوی تو که صاف است و بی شکن

15

گه می پرم چو بلبل سرگشته با نگاه

16

بر گرد آن دو نو گل پنهان به پیرهن

17

هر جا دلم بخواهد، آری به شرم و شوق

18

دستم خزد به جانب پستان نرم تو

19

واندر دلم شکفته شود صد گل از غرور

20

چون به بنم آن دو گونه گلگون ز شرم تو

21

تو خنده زن چو کبک، گریزنده چون غزال

22

من در پیت چو در پی آهو پلنگ مست

23

وانگه ترا بگیرم و دستان من روند

24

هر جا دلم بخواهد آری چنین خوش است

25

چشمان شاد گرسنه مستم دود حریص

26

بر پیکر برهنه پر نور و صاف تو

27

بر مرمر ملایم جاندار و گرم تو

28

بر روی و ران و گردن و پستان و ناف تو

29

کم کم به شوق دست نوازش کشم بر آن

30

گلدیس پاک و پردگی نازپرورت

31

هر جا دلم بخواهد من دست می برم

32

ای میزبان که پر گل ناز است بسترت

33

تو شوخ پندگوی، به خشم و به ناز خوش

34

من مست پند نشنو، بی رحم، بی قرار

35

و آنگه دگر تو دانی و من، وین شب شگفت

36

وین کنج دنج و بستر خاموش و رازدار

متن شعر کپی شد.