کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

بیداری ما

1

نیست او را سر موئی سر سودائی ما

کار شد سخت، مگر بخت کند یاری ما

2

تا به آهوی ختن، نسبت چشمت دادند

شهره گردید به هر شهر، خطا کاری ما

3

گر بدادیم بهای دهنت نقد روان

سود بردیم که شد هیچ خریداری ما

4

همه شب تا به سحر، از غم رویت شادیم

به امیدی که بیائی تو به غمخواری ما

5

چند آزار دل ما دهی، ای راحت جان

راحت جان مگرت هست، دل آزاری ما؟

6

تو که چون سرو، ز آسیب خزان آزادی

چه غمی باشدت از حال گرفتاری ما؟

7

چشم فتان تو را دوش، بدیدم در خواب

ای بسا فتنه که برخاست ز بیداری ما

متن شعر کپی شد.