کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

دل گمشده

1

عشقت آتش بدل کس نزند تا دل ماست

کی به مسجد سزد آن شمع که بر خانه رواست

2

به وفائی که نداری قسم ای ماه جبین

هر جفائی که کنی در دل من عین وفاست

3

گر از ریختن خون منت خرسندی است

این نه خونست بیا دست بر آن زن که حناست

4

سر زلف تو چنین مشک تر آورده به شهر

ای حریفان ز ختن مشک نخواهید خطاست

5

من گرفتار سیه چردۀ شوخی شده ام

که بمن دشمن و با مردم بیگانه صفاست

6

یوسف از مصر سفر کرد و بدینجا آمد

گو به یعقوب که فرزند تو در خانۀ ماست

7

روزی آیم به سر کوی تو و جان بدهم

تا بگویند که این کشتۀ آن ماه لقاست

8

زود باشد که سراغ من دل گمشده را

از همه شهر بگیرند، صبوحی به کجاست

متن شعر کپی شد.