غزل · شاطرعباس صبوحی
پریزاد
1
تا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است
پند هفتاد و دو ملت به برم بی اثر است
2
نه من اندر طلبت بر در دیر و حرمم
هر که جویای جمال تو بود، دربدر است
3
می نماید که تو از خیل پریزادانی
کی به این دلبری و حسن و لطافت بشر است؟
4
واعظ از عشق رخت منع من زار کند
گر چه پندش پدرانه است ولی بی اثر است
5
دل مبندید به اوضاع جهان هیچ که من
آزمودم، همه اوضاع جهان بی ثمر است
6
عاشق کوی تو از تیغ نگرداند روی
تیغ ابروی تو را جان صبوحی سپر است