غزل · شاطرعباس صبوحی
نیاز
1
تا چند پیش ناز تو باید نیاز کرد
بر ناز خود بناز که نازت کشیدنی است
2
چشمت نظر ز لطف به عاشق نمی کند
چون آهوی ختائی کارش رمیدنی است
3
از مشربت زلال لبست کام دل برآر
سرچشمۀ حیات زلالت چشیدنی است
4
خوشدل مرا نمای بد شنامت ای حبیب
چون حرف تلخ از لب شیرین شنیدنی است
5
بر نقد جان دو بوسه ز لعل تو خواستم
گرچه گرانبهاست ولیکن خریدنی است
6
مانع مشو ز لعل لبت بوسه خواستم
هر شکرین لبی نمکین شد چشیدنی است
7
جز من هر آنکه دست صبوحی بتو فکند
قطعش نما ز دوش که دستش بریدنی است