کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۴۶ - ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی...

1

ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی

میخانه ها برهم زدی تا سوی میدان تاختی

2

چون ساکنان آسمان خود گوش ما برتافتند

تو سبلتان برتافتی هم سوی ایشان تاختی

3

ای تو نهاده یک قدم بگذشته از هر دو جهان

آه پس کدامین عرصه بد تا تو بر اسبان تاختی

4

خود پرده ها و قافیه وآنگه خراب عشق تو

تو پرده ای نگذاشتی چون سوی انسان تاختی

5

عقل از تو بی عقلی شده عشق از تو هم حیران شده

مر جسم را خود اسم شد تو چونک بر جان تاختی

متن شعر کپی شد.