سایر · محمدحسن بارق شفیعی
انسان فردا
1
من خداوندگار فردایم
رنگ و بوی بهار زیبایم
2
باش! تا چشم خلق بگشایم
شور مستی خویش بنمایم
3
4
عشق، هنگامه جهان من است
کار، پروردگار هستی من
5
آرزو، جلوه گاه جان من است
شعر، آیینه دار مستی من
6
7
صبح فردا که نور چشم جهان
زندگی را پر آفتاب کند
8
باز گردد جهان دوباره جوان
همه جا را پر انقلاب کند
9
10
هرچه بینی در آن، مرا بینی
اثر عشق و آرزوی مرا
11
پیشتاز زمان مرا بینی
ذوق پر شور جست و جوی مرا
12
13
خیره سوزد چراغ مه به فضا
پیش خورشید زندگانی من
14
گرم و پر شور و آرزو افزا:
قلب من، عشق من، جوانی من
15
16
کابل ،اردیبهشت ١۳۵٠