کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بلا رد بلا

1

روزی چپکی از زبر شاخ به پا شد

تا طعمه نغزی به کف آرد به هوا شد

2

بر نول کج و پنجه خونریز نظر کرد

مغرور به اسباب شکار ضعفا شد

3

در جست و جوی صید نگاهی به زمین کرد

بر سبزگکی صعوگکی جلوه نما شد

4

آن گونه فرو شد به سرش تیز که گویی:

تیری ز کمان جانب آن صعوه رها شد

5

بگرفت به سرپنجه بیداد گلویش

محشر به سر صعوه بیچاره به پا شد

6

تا خواست چپک نقشه شومش شود انجام

یکباره فرو نعره زنان باز قضا شد

7

با پنجه چنان سخت بزد مغز چپک را

کآن صعوه ز پنجال چپک رست و رها شد

8

آن دم نفس خویش به راحت به در آورد

گفتا:«چه عجب شد که بلا رد بلا شد»

9

کابل مرداد ١۳۳۲

متن شعر کپی شد.