کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

پیر ریاکار

1

باز یاران خرابات چه کردند که دوش

خم و خمخانه به هم خورد و برانگیخت خروش

2

محرمان حرم دل همه آواره شدند

شب نشینان خرابات مغان خانه به دوش

3

وای! این پیر خرابات هم از اهل ریاست

زهر در شیشه دهد جای می، این باده فروش

4

دیدمش دوش ز میخانه به مسجد بشتافت

دل صنم خانه اهریمن و سجاده به دوش

5

وای بر مست سرانداز که باور می کرد

رقص افرشته از این دیو، به آهنگ سروش

6

قاضی و محتسب و شحنه به هم ساخته اند

که کشانند ورا تا بر داروغه به دوش

7

ما به یک جرعه ناخورده سزاوار جزا

پیر ما، صاحب این میکده در نوشانوش

8

ای رفیقان من، ای اهل خرابات مغان!

هان مباشید از این سانحه بی طاقت و توش

9

این خرابات شود باز به معموره بدل

باز مستان سرانداز بر آرند خروش

10

قاضی و محتسب و شحنه گریزند ز شهر

رود این پیر ریاکار خرف گشته ز هوش

11

آن زمان ما و شما و می و میخانه و بزم

پای کوبی و سرافشانی و آهنگ سروش

12

کابل، مکروریان ١٣ مهر ۱٣۵۵

متن شعر کپی شد.