سایر · محمدحسن بارق شفیعی
قسم
1
به آتشی که ز فریاد خلق برخیزد
به ناله ای که ز رگ های جان به در گردد
2
به شعله ای که ز انفاس رنجبر خیزد
مدام باعث آزار معتبر گردد
3
به سر دویدن اشکی که دامنی نگرفت
به دامنی که ز خوناب دیده تر گردد
4
به مادری که برد، درد فقر فرزندش
به آه و زاری طفلی که بی پدر گردد
5
به اضطراب دل بی پناه طفل اسیر
به درد سینه تنگی که پر شرر گردد
6
به عالمی که رسد عشق و نامرادی و درد
به آن دلی که به این هر سه غم سپر گردد
7
به شور فکر کز اندیشه جوان خیزد
به رای پیر که بی کینه همسفر گردد
8
که هیچ حق کسی بر کسی نمی ماند
اگر جهان همه بر کام رنجبر گردد
9
کابل، خزان ١۳۳۵