کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

همسفر

1

دیشب چمن خیال گل کرد

یا شاهد شعر جلوه گر بود؟

2

نی، نی، غلط است، گلشن عشق:

جولانگه مردم نظر بود

3

زیباچمنی چو فکر شاعر

آیینه حسن خودنگر بود

4

دامان هوا ز لطف شبنم

از روح فرشته شسته تر بود

5

در هر رگ گل فروغ مهتاب

روشنگر آیت هنر بود

6

هر لولو شبنم: عکس مه داشت

آغوش ستاره پر قمر بود

7

آری: وزش نسیم گل ها

آهسته ولی جنون اثر بود

8

من پای گلی نشسته سرشار

بلبل سر شاخ نغمه گر بود

9

گرمی امید و آتش شوق

هر لحظه به سینه شعله ور بود

10

دل آمدنش خیال می بست

جز عشق ز هر چه بی خبر بود

11

مژگان به رهش ستاره می ریخت

در سینه آسمان شرر بود

12

یک بار تکان گلبنم خواند

دیدم که قیامتی دگر بود

13

خورشید ز سایه گلی خاست

یا حور به جامه بشر بود؟

14

یا او که دلم به انتظارش:

هر لحظه به فکر صد خطر بود

15

آری! به خدا بت من آن جا

چون نور به دیده جلوه گر بود

16

سرشار و به حسن خویش مغرور

می بر کف و نشئه اش به سر بود

17

پیمانه به من گرفت و خندید

وآن هر دو لبش ز باده تر بود

18

گفتم: نستانم ار نگویی:

کاین جا به منت که راهبر بود؟

19

گفتا: به سلامت کسی نوش!

کآزادی و عشقش همسفر بود

20

زین بیش نمی توان سخن گفت

در عالم هوش همین قدر بود

21

کابل، ۵/۵/١٣٣۵

متن شعر کپی شد.