کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

زخم و مرهم

1

تا صبا شانه بر آن زلف خم اندر خم زد

آشیان دل صد سلسله را، برهم زد

2

تابش حسن تو در کعبه و بتخانه فتاد

آتش عشق تو، بر محرم و نامحرم زد

3

تو صنم قبلۀ صاحب نظرانی امروز

که زنخدان تو آتش به چه زمزم زد

4

حال دلسوختۀ عشق، کسی می داند

که به دل، زخم تو را در عوض مرهم زد

5

خجلت و شرم، به حدیست که در مجلس دوست

آستین هم نتوان بر مژۀ پر نم زد

متن شعر کپی شد.