غزل · شاطرعباس صبوحی
غوغای محشر
1
نه تنها بندۀ بالای موزونت صنوبر شد
علم شد، سردوبان شد، نیشکر شد، نخل نوبر شد
2
نه تنها گل ز نرمی شرمگین شد پیش اندامت
کتان شد، پرنیان شد، حله شد، دیبای اخضر شد
3
نه تنها شور بر پا شد که دوش از بزم ما رفتی
بلا شد، فتنه شد، آشوب شد، غوغای محشر شد
4
نه تنها یاسمن شد سخرۀ سیمین بنا گوشت
سمن شد، نسترن شد، لاله شد، نسرین صد پر شد
5
نه تنها مدعی شد کامران از زلف پر چینت
صبا شد، شانه شد، مشاطه شد، عنبرچۀ زر شد
6
نه تنها شد صبوحی از غم هجران تو محزون
فغان شد، ناله شد، خونین جگر شد، دیده تر شد