کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

نقش تو

1

آن که رخسار تو با زلف گره گیر کشید

فکرها کرد که باید به چه تدبیر کشید

2

مدتی چند بپیچید بخود آخر کار

ماه را از فلک آورد بزنجیر کشید

3

خامه می خواست که مژگان ترا بردارد

راست بر سینۀ عشاق تو صد تیر کشید

4

چون بیاراست بدان حسن دلاویز ترا

قلم اندر کف نقاش تو تکبیر کشید

5

گردش خامه تقدیر غرض نقش تو بود

کز ازل تا به ابد این همه تاخیر کشید

6

دیده از تاب و بسیار چه شبها که گشود؟

کانتظار تو بسی این فلک پیر کشید

متن شعر کپی شد.