غزل · شاطرعباس صبوحی
شیفته شیدایی
1
ز عشق روی تو، چون بلبل از گل
شکفته گردم، هر دم گل از گل
2
ز روی و موت دانستم، ندارد
گل از سنبل جدائی، سنبل از گل
3
دهانست و لب این، یا خضر بسته
به روی چشمۀ حیوان، پل از گل
4
گلی بر سر زده آن سرو قامت
و یا ماهیست دارد کاکل از گل
5
ز بلبل نیست این غلغل به گلشن
بود این شورش و این غلغل از گل
6
مرا گوئی که چشم از او بپوشان
چگونه چشم پوشد بلبل از گل
7
صبوحی تا گلندامت به پهلوست
بده دل بر گل و، بستان مل از گل