کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گره مار به مار

1

به اختیار زدم دل به زلف یار، گره

به کار خویش، فکندم به اختیار، گره

2

شمارۀ گره زلف خود، به سبحه مکن

که صد گره چه کند در بر هزار گره

3

گره مزن سر زلف دو تا به یکدیگر

که هیچکس نزند ما ر را به مار، گره

4

ز ابروی عرق آلوده ات گره بگشا

که خورده بر دم شمشیر آبدار، گره

5

به سایۀ مژه ام پا منه، که می ترسم

خدا نکرده خورد برگ گل به خار، گره

6

گره زدی سر زلف و، دلم ز ناله فتاد

فتد ز نغمه، چو افتد به سیم تار، گره

7

بسی دهان تو تنگ است در سخن گوئی

که در لبان تو، مو می خورد هزار گره

8

بسی به کار صبوحی گره زده زلفت

چو مفلسی زده بر سیم خوش عیار، گره

متن شعر کپی شد.