کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

باز، دل میبری ...

1

ای که صد سلسله دل، بسته به هر مو داری

باز دل می بری از خلق، عجب رو داری

2

خون عشاق، حلال است، مگر در بر تو

که به دل، عادت چنگیز و هلاکو داری

3

از گل و لاله و سرو لب جو، بیزارم

تا تو بر سرو قدت روضۀ مینو داری

4

تو پریزاده نگردی به جهان، رام کسی

حالت مرغ هوا، شیوۀ آهو داری

5

این خط سبز بود سر زده زان شکر لب

یا که در آب بقا، سبزۀ خودرو داری

6

جای مستان همه در گوشۀ محراب افتاد

تا که بالای دو چشمت خم ابرو داری

7

گر صبوحی شده پا بست تو، این نیست عجب

تا که صد سلسله دل، در خم گیسو داری

متن شعر کپی شد.