کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

تعبیر خواب پریشان

1

آهوی چشم تو نازم که چو نخجیر کند

شیر را گیرد و در زلف تو، بزنجیر کند

2

تکیه بر گوشۀ ابرو زده چشمت، آری

ترک، چون مست شود، دست به شمشیر کند

3

بی سبب خون من آن ابروی پیوسته نریخت

رنگ را خواست که پاک از دم شمشیر کند

4

دیده ام خواب پریشانی و، هر کس شنود

بر سر زلف پریشان تو، تعبیر کند

متن شعر کپی شد.