سایر · محمدعلی بهمنی
دهاتی
1
ساده بگم دهاتی ام، اهل همین نزدیکیا
همسایه روشنی و هم خونه تاریکیا
2
ساده بگم، ساده بگم، بوی علف میده تنم
هنوز همون دهاتیم با همه شهری شدنم
3
باغ غریب ده من گل های زینتی نداشت
اسب نجیب ده من نعلای قیمتی نداشت
4
اما همون چهار تا دیوار با بوی خوب کاگلش
اما همون چن تا خونه با مردم ساده دلش
5
برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم
برای من که شهریم از اون هوا دل بریدم
6
دنیاییه که دیدنش اگرچه مثل قدیما راه درازی نداره
اما می دونم که دیگه دنیای خوب سادگی به من نیازی نداره