سایر · محمدعلی بهمنی
دلم برای خودم تنگ می شود
1
اگر چه نزد شما تشنه سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
2
دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
3
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
4
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را؟
اشاره ای کنم انگار کوه کن بودم
5
من آن زلال پرستم در آب گند زمان
که فکر صافی آبی چنین لجن بودم
6
غریب بودم و گشتم غریب تر اما
دلم خوش است که در غربت وطن بودم