کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

او سرسپرده می خواست من دل سپرده بودم

1

من زنده بودم اما، انگار مرده بودم

از بس که روزها را تا شب شمرده بودم

2

یک عمر دور و تنها، تنها به جرم این که

او سرسپرده می خواست، من دل سپرده بودم

3

یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم

از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

4

در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد

گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم

5

وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد

کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم

متن شعر کپی شد.