سایر · محمدعلی بهمنی
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامده ماه
1
از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب
شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب
2
پشت ستون سایه ها روی درخت شب
می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب
3
می دانم آری نیستی اما نمی دانم
بیهوده می گردم به دنبالت، چرا امشب؟
4
هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب
5
ها... سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف
ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب
6
هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب
7
امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
8
گشتم تمام کوچه ها را، یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
9
طاقت نمی آرم، تو که می دانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم، بی تو، تا امشب
10
ای ماجرای شعر و شب های جنون من
آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب