کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من

1

در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست

این سان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست

2

من در تو گشتم ، گم، مرا در خود صدا می زن

تا پاسخم را بشنوی پژواک سان ای دوست

3

در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من

سردی مکن با این چنین آتش به جان ای دوست

4

گفتی بخوان خواندم اگرچه گوش نسپردی

حالا که لالم خواستی پس خود بخوان ای دوست

5

من قانعم آن بخت جاویدان نمی خواهم

گر می توانی یک نفس با من بمان ای دوست

6

یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن

از من من این بر شانه ها بار گران ای دوست

7

نامهربانی را هم از تو دوست خواهم داشت

بیهوده می کوشی بمانی مهربان ای دوست

8

انسان که می خواهد دلت با من بگو آری

من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست

متن شعر کپی شد.