کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم

1

خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید

و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

2

رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست

چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید

3

به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها

تپش تب زده نبض مرا می فهمید

4

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد

مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

5

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم

هیچ کس مثل تو و من به تفاهم نرسید

6

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد

ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید

7

من که حتی پی پژواک خودم می گردم

آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید

متن شعر کپی شد.