کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حیف انسانم و می دانم تا همیشه تنها هستم

1

تکیه بر جنگل پشت سر، روبروی دریا هستم

آنچنانم که نمی دانم در کجای دنیا هستم

2

حال دریا آرام و آبی است، حال جنگل سبز سبز است

من که رنگم را باران شسته است، در چه حالی آیا هستم؟

3

کوچ مرغان را می بینم، موج ماهی ها را نیز

حیف انسانم و می دانم، تا همیشه تنها هستم

4

وقت دل کندن از دیروز است یا که پیوستن بر امروز

من ولی در کار جان شستن، از غبار فردا هستم

5

صفحه ای ماسه بر می دارم، با مداد انگشتانم می نویسم

من آن دستی که رفت از دست شما هستم

6

مرغ و ماهی با هم می خندند، من به چشمانم می گویم

زندگی را می بینی بگذار این چنین باشم تا هستم

متن شعر کپی شد.