کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

باز گشت

1

تو ای گمکرده راه زندگانی

نداده فرق، پیری از جوانی

2

« تو پنداری جهانی غیر از این نیست ؟»

« زمین و آسمانی غیر از این نیست ؟»

3

« چنان کرمی که در سیبی نهان است »

« زمین و آسمان او همانست »

4

گمان داری جهان هست و خدا نیست ؟

در این کشتی اثر از ناخدا نیست

5

رهت روشن، ولی چشم تو تاریک

تو در بیراهه، اما راه، نزدیک

6

من و تو، قطره دریای جودیم

من و تو، رهرو شط وجودیم .

7

رسیم آنجا که در آغاز بودیم .

به نعمت بر سریر ناز بودیم

8

ز دریا روزگاری ابر برخاست

من ابرش گویم اما عین دریاست .

9

شتابان شد بهر سو چون سواران

بهر جا قطره قطره ریخت باران

10

ولی این قطره ها چون درهم آمیخت

از این پیوستگی رودی بر انگیخت

11

من و تو قطره ای در چنگ رودیم

گهی بالا و گاهی در فرودیم

12

گهی بینی که ره بر رود، تنگست

بهر گامش بسی خارا و سنگ است .

13

ولی این رنج ره، پایان پذیر است

تو را دستی توانا، دستگیر است .

14

بدنبال سفرها منزلی هست

زراعت های ما را حاصلی هست

15

تو پنداری همین صحرا و دشتست ؟

و این رود دمان بی سر گذشتست ؟

16

تو بینی رود را بر لب فغانهاست

ندانی کاین فغان از هجر دریاست .

17

چو بر دریا رسد آرام گیرد

چو عاشق کز نگارش کام گیرد

18

اگر در رنج و گر در پیچ و تابیم

دوباره سوی دریا میشتابیم .

19

« آبان ۱۳۴۹ »

متن شعر کپی شد.