کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

زندگی

1

زندگی دفتری از خاطره هاست

2

خاطراتی شیرین-

3

خاطراتی مغشوش-

4

خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد.

5

ما ز اقلیمی پاک-

6

که بهشتش نامند-

7

بچنین رهگذری آمده ایم.

8

گذری دنیانام-

9

که نامش پیداست-

10

مایه پستی هاست.

11

ما ز اقلیم ازل-

12

ناشناسانه بدین دیر خراب آمده ایم

13

چو یکی تشنه بدیدار سراب آمده ایم

14

مادر آن روز نخست-

15

تک و تنها بودیم

16

خبری از زن و معشوقه و فرزند نبود

17

سخنی ازپدر و مادر دلبند نبود

18

یکزمان دانستیم-

19

پدرومادر و معشوقه و فرزندی هست

20

خواهر و همسر دلبندی هست

21

زندگی دفتری از خاطره هاست

22

خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد:

23

روزی از راه رسید-

24

که پدر لحظه بدرودش بود

25

ناله در سینه تنگ-

26

اشک در چشم غم آلودش بود

27

جز غم و رنج توانکاه نداشت

28

سینه اش سنگین بود-

29

قوت آه نداشت.

30

با نگاهی میگفت:

31

پس از آن خستگی و پیری و بیماریها-

32

دفتر عمر پدر را بستند

33

ای پسر جان، بدرود!

34

ای پسر جان، بدرود!

35

لحظه ای رفت و از آن خسته نگاه-

36

اثری هیچ نبود

37

پدرم چشم غم آلوده حیرانش را

38

بست و دیگر نگشود.

39

زندگی دفتری از خاطره هاست

40

خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد:

41

روزی از راه رسید-

42

که چنان روز مباد

43

روز ویرانگر سخت

44

روز طوفانی تلخ

45

که به دریای وجودم همه طوفان انگیخت

46

زورق کوچک بشکسته ما-

47

در دل موج خروشنده دریا افتاد

48

کاخ امید فرو ریخت مرا-

49

مادر خسته تن خسته دلم-

50

زمن آهنگ جدائی دارد

51

حالت غمزده اش-

52

چشم ماتمزده اش بامن گفت:

53

که از این بندگران عزم رهائی دارد.

54

مادرم آنکه چو خورشید بما گرمی داد-

55

پیش چشمم افسرد

56

باغ سر سبز امیدم پژمرد

57

اشک نه، هستی من-

58

گشت در جانم و از دیده برخسار دوید

59

مادرم رفت و به تاریکی شبها گفتم:

60

آفتابم زلب بام پرید.

61

زندگی دفتری ازخاطره هاست

62

خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد:

63

لحظه یی میاید-

64

لحظه یی صبر شکن-

65

که یتیمی سر راهی گرید

66

پدری نیست که گردی ز رخش برگیرد

67

مادری نیست که درمانده یتیم-

68

جای در دامن مادر گیرد.

69

زندگی دفتری از خاطره هاست:

70

بارها دیده ام و می بینم-

71

مادری اشک آلود

72

با نگاهی پردرد

73

چشم در چشم غم آلود پسر دوخته است

74

وز تهی دستی خویش-

75

بهر تنها فرزند-

76

سالها حسرت و ناکامی اندوخته است

77

پشت سر می بیند-

78

دشت تا دشت، غم و غربت و سرگردانی

79

پیش رو مینگرد-

80

کوه تا کوه پریشانی و بی سامانی

81

من بجز سکه اشک-

82

چه توانم که بپایش ریزم؟

83

نه مرا دستی هست-

84

که غمی از دل او بردارم

85

نه دلی سخت کزو بگریزم

86

ما همه همسفریم

87

کاروان میرود و میرود آهسته براه

88

مقصدش سوی خدا آمدهایم-

89

باز هم رهسپر کوی خدائیم همه

90

ما همه همسفریم

91

لیک در راه سفر-

92

غم و شادی بهم است

93

ساعتی در ره این دشت غریب-

94

میرسد «راهروی خسته» به «خرم کده» یی

95

لحظه یی در دل این وادی پیر-

96

میرسد «همسفری شاد» به «ماتمکده»یی

97

زندگی دفتری از خاطره هاست

98

خاطراتی شیرین-

99

خاطراتی مغشوش-

100

خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد:

101

یکنفر در شب کام-

102

یکنفر در دل خاک

103

یکنفر همدم خوشبختی هاست-

104

یکنفر همسفر سختی هاست

105

چشم تا باز کنیم-

106

عمرمان میگذرد

107

وز سر تخت مراد-

108

پای بر تخته تابوت گذاریم همه

109

ما همه همسفریم

110

پدر خسته براه-

111

مادر بخت سیاه-

112

سوواران پسر و دختر تنها مانده-

113

عاشقانی که زهم دور شدند-

114

دخترانی که چو گل پژمردند-

115

کودکانی که به غربت زدگی-

116

خفته در گور شدند-

117

همگی همسفریم.

118

تا ببینیم کجا، باز کجا،

119

چشممان باردگر-

120

سوی هم بازشود؟

121

در جهانی که در آن راه ندارد اندوه-

122

زندگی باهمه معنی خویش-

123

ازنو آغاز شود.

124

زندگی دفتری از خاطره هاست

125

خاطراتی شیرین-

126

خاطراتی مغشوش-

127

خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد

متن شعر کپی شد.