کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

عید

1

عید آمد و درخت غم من شکوفه کرد

2

نو شد جهان وباز غم کهنه جان گرفت

3

عید آمد و بهار به هر باغ سر کشید

4

امادل من از ستم عید غم نهاد-

5

رنگ خزان گرفت.

6

همراه هر نسیم بهاری که میوزد-

7

توفان رنج خسته دلان میرسد ز راه

8

باهر جوانه یی که زند خنده بر درخت-

9

غم میزند جوانه به دلهای بی پناه

10

***

11

آن روزها که چشم یتیمان خردسال-

12

در خون نشسته است-

13

هرگز بچشم مرد خردمند عید نیست

14

سالی که جای پای سعادت در آن نبود-

15

در دیدگاه مردم دانا سعید نیست.

16

***

17

آن عید چیست کز پی آن بیوه یی فقیر-

18

هستی بباد داده ومحنت خریده است؟

19

***

20

آخر چگونه عید کنم من؟ که عیدها-

21

دیدم بروی بیوه زنان رنگ بیم را

22

آن عید نیست روز غم و دهشت منست-

23

روزی که پیش چشم-

24

بینم برهنه پایی طفل یتیم را

25

***

26

من شادمان چگونه زیم در سرای عید؟-

27

کز هر سرا نوای غم آگین شنیده ام

28

دل را چگونه پر کنم از شادی بهار؟-

29

کز هر کرانه ام-

30

بس پیر بینوای تهیدست دیده ام.

31

***

32

هان،ای یتیم خرد!

33

ای کودک غریب!

34

لبخند عید بر من غمگین حرام باد-

35

گر با غم تو بر لب سردم نشسته است.

36

هان، ای کهنه جامگان!

37

عریان تنان شهر!

38

عیشم شکسته باد اگر باچنین غمی-

39

لبخند عید بر لب من نقش بسته است.

40

***

41

ای مرد بینوا که به هر عید خانه سوز-

42

شرمنده در برابر فرزند بینمت!

43

ای مرغک شکسته پر ای بینوا یتیم!

44

رویم سیاه باد!

45

دستم تهیمت،گوهد اشکم نثار تو

46

نوروز، چون زراه رسد همره بهار-

47

گریم به حال و روز تو و روزگار تو.

48

***

49

عید آمد و درخت غم من شکوفه کرد.

50

نوشد جهان و باز غم کهنه جان گرفت

51

عید آمد و بهار به هر باغ سر کشید-

52

اما دل من از ستم عید غم نهاد-

53

رنگ خزان گرفت.

متن شعر کپی شد.