کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

شعر سپید ·

موی سپید

1

دیشب آئینه رو به رویم گفت:

کای جوان ! فصل پیری تو رسید

2

از دل موی های شبرنگت

تارهایی به رنگ صبح ، دمید

3

از درخت ، جلوه ی زمان شباب

همچو مرغی ز دام جسته، پرید

4

روی پیشانی تو دست زمان

خط پیری سه چار بار کشید

5

بی خبر! جلوه شبابت کو؟

چهره همچو آفتابت کو؟

6

وای ، آمد خزان زندگی

وز کف من، گل جوانی رفت.

7

کام نابرده ، کام نادیده

خوشترین دوره کامرانی رفت

8

زرد روئی بماند و از کف من

چهره گلگون ارغوانی رفت

9

رفت عمرم چو تندباد، ولی

همه با رنج و سخت جانی رفت

10

روزگار جوانی ام طی شد

وین ندانم، کی آمد و کی شد؟

11

آه ، این زندگی که من دیدم

حسرتی ، محنتی ، عذابی بود

12

بهره ی من ز جان ساقی عمر

خون دل بود، اگر شرابی بود

13

خشک هر طرف دویدم لیک

چشمه زندگی ، سرابی بود

14

خانه ای را که ساختم ز امید

چون حبابی بر روی آبی بود

15

زندگانی، چو تند باد گذشت

زندگانی نبود، خرابی بود!

16

گر که با زندگی، جوانی نیست

نقش زیبای زندگانی چیست؟

17

آشنانیان عمر من بودند:

رنجها ، دردها، جدائیها

18

غیر بیگانگی نبردم سود

ز آشنایان و آشنائیها

19

هر گلندام و گلرخی دیدم

داشت بوئی ز بی وفائیها

20

دل چو آئینه با صفا کردم

شد عیان نقش بی صفائیها

21

با جفا پیشگان وفا کردم

دل به بیگانه، آشنا کردم

22

یاد باد آن زمان که روز و شبان

داشتم گوشه ی فراموشی

23

شام من بود، در سر زلفی

صبح من بود در بنا گوشی

24

مست بودم ، ز نرگس مستی

گرم بود، ز گرم آغوشی

25

خوشه چین بودم ، از رخ ماهی

بوسه چین بودم، از لب نوشی

26

بر دلم نور عشق می دادند

چشم گویان ، لبان خاموشی

27

از گلستان من بهار، گذشت

شادی و رنج روزگار گذشت.

متن شعر کپی شد.