سایر · مهدی سهیلی
های و هوی باد
1
آهوان را هر نفس از تیرها فریادهاست
لیک صحرا پر ز بانگ خنده صیادهاست
2
گل بغارت رفت و چشم باغبان در خون نشست
بسکه از جور خزان بر باغها بیدادهاست
3
غنچه ها بر باد رفت و نغمه ها خاموش شد
هر پر بلبل که بینی نقشی از آن یادهاست
4
باغبان از داغ گل در خاک شد اما هنوز
های های زاریش در هوی هوی بادهاست
5
گونه ام گلرنگ و چشمم پرده پرده غرق اشک
لب فرو بستم ولی در سینه ام فریادهاست .
6
« تیر ماه ۱۳۵۰ »