غزل · عبدالقهّار عاصی
تو
1
درد پایان ناپذیر عشق در جانم تویی
لذت و لطف غزل های پریشانم تویی
2
من کهستان زاده آب و هوای عاشقی
سرزمین کوچک خورشید و بارانم تویی
3
من صدایی بیشتر در گریه هایم نیستم
رمز پنهان سرور آتشستانم تویی
4
درخموشی، در سخن، در تابناکی، در سقوط
معنی بیتابی و مفهوم عرفانم تویی
5
ای که چون آیینه خود را از تو می خوانم همیش
دستگاه دین و دست آویز ایمانم تویی
6
پاییز ١٣٧٩ _ کابل