غزل · عبدالقهّار عاصی
پارسی
1
گل نیست،ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای که،ترنم دریاست پارسی
2
از آفتاب معجزه بر دوش می کشد
روبر مراد و روی به فرداست پارسی
3
از شام تا به کاشغر از سند تا خجند
آیینه دار عالم بالاست پارسی
4
تاریخ، را وثیقه سبز شکوه را
خون من و کلام مطلاست پارسی
5
روح بزرگ و طبل خراسانیان پاک
چتر شرف، چراغ مسیحاست پارسی
6
تصویر را، مغازله را و ترانه را
جغرافیای معنوی ماست پارسی
7
سرسخت در حماسه و هموار در سرود
پیدا بود از این، که جه زیباست پارسی
8
بانگ سپیده، عرصه بیدار باش مرد
پیغمبرهنر، سخن راست پارسی
9
دنیا بگو مباش، بزرگی بگو برو
مارا فضیلتی است که ما را راست پارسی