کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گل خشکیده

1

بر نگه سرد من به گرمی خورشید، می نگرد هر زمان دو چشم سیاهت

تشنه این چشمه ام چه سود خدا را، شبنم مرا نه تاب نگاهت

2

جز گل خشکیده ای و برق نگاهی، از تو در این گوشه یادگار ندارم

زان شب غمگین که از کنار تو رفتم، یک نفس از دست غم قرار ندارم

3

ای گل زیبا بهای هستی من بود، گر گل خشکیده ای ز کوی تو بردم

گوشه تنها چه اشک ها فشاندم، وان گل خشکیده را به سینه فشردم

4

آن گل خشکیده شرح حال دلم بود، از دل پر درد خویش با تو چه گویم؟

جز به تو درمان درد از که بجویم؟، من دگر آن نسیتم به خویش مخوانم!

5

من گل خشکیده ام به هیچ نیرزم، عشق فریبم دهد که مهر ببندم

مرگ نهیبم زند که عشق نورزم

6

پای امید دلم اگر چه شکسته است، دست تمنای جان همیشه دراز است

تا نفسی می کشم ز سینه پر درد، چشم خدا بین من به روی تو باز است

متن شعر کپی شد.