کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ای امید نا امیدی های من

1

برتن خورشید می پیچد به ناز، چادر نیلوفری رنگ غروب.

تک درختی خشک در پهنای دشت، تشنه می ماند در این تنگ غروب.

2

از کبود آسمان ها روشنی، می گریزد جانب آفاق دور.

درافق، برلاله سرخ شفق؛ می چکد از ابرها باران نور.

3

می گشاید دود شب آغوش خویش، زندگی را تنگ می گیرد به بر

باد وحشی می دود در کوچه ها؛ تیرگی سر می شکد از بام و در

4

شهر می خوابد به لالایی سکوت، اختران نجوا کنان بر بام شب

نرم نرمک باده ی مهتاب را، ماه می ریزد درون جام شب!

5

نیمه شب ابری به پهنای سپهر، می رسد از راه و می تازد به ماه

جغد می خندد به روی کاج پیر، شاعری می ماند و شامی سیاه

6

دردل تاریک این شب های سرد؛ ای امید نا امیدی های من

برق چشمان تو همچون آفتاب، می درخشید بر رخ فردای من

متن شعر کپی شد.