کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بیگانه

1

غم آمده، غم آمده، انگشت بر در می زند

هر ضربه انگشت او بر سینه خنجر می زند

2

ای دل بکش یا کشته شو؛ غم را در این جا ره مده

گر غم در این جا پا نهد، آتش به جان درمی زند

3

از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا؟

غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند

متن شعر کپی شد.