سایر · فریدون مشیری
خورشید و جام
1
چون خنده جام است درخشیدن خورشید
جامی به من آرید که خورشید درخشید
2
جامی که نهد بند به خمیازه آفاق
جامی که رسد روح به دروازه خورشید
3
با خنده نوروز همی باید خندید
با خنده خورشید همی باید نوشید
4
خوش با قدم موکب نوروز نهد گام
ماه رمضان باده پرستان بخروشید
5
ای ساقی گلچهره در این صبح دل انگیز
لبریز بده جام مرا شادی جمشید
6
هر جا که گلی خندد، با دوست بخندید
هر گه که بهار آید، با عشق بجوشید