کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

از خدا صدا نمی رسد

1

ای ستاره ها که از جهان دور

2

چشم تان به چشم بی فروغ ماست

3

نامی از زمین و از بشر شنیده اید؟

4

در میان آبی زلال آسمان

5

موج دود و خون و آتشی ندیده اید؟

6

7

این غبار محنتی که در دل فضاست

8

این دیار وحشتی که در فضا رهاست

9

این سرای ظلمتی که آشیان ماست

10

در پی تباهی شماست!

11

12

گوش تان اگر به ناله من آشناست،

13

از سفینه ای که می رود به سوی ماه،

14

از مسافری که می رسد ز گرد راه،

15

از زمین فتنه گر حذر کنید!

16

پای این بشر اگر به آسمان رسد

17

روزگارتان چو روزگار ما سیاست

18

19

ای ستاره ای که پیش دیده منی

20

باورت نمی شود که در زمین،

21

هرکجا به هر که می رسی،

22

خنجری میان پشت خود نهفته است!

23

پشت هر شکوفه تبسمی،

24

خار جانگزای حیله ای شکفته است!

25

26

آن که با تو می زند صلای مهر،

27

جز به فکر غارت دل تو نیست!

28

گر چراغ روشنی به راه توست،

29

چشم گرگ جاودان گرسنه ای است!

30

31

ای ستاره

32

ما سلام مان بهانه است

33

عشق مان دروغ جاودانه است!

34

در زمین زبان حق بریده اند،

35

حق، زبان تازیانه است!

36

وانکه با تو صادقانه درد دل کند،

37

های های گریه شبانه است!

38

39

ای ستاره باورت نمی شود:

40

در میان باغ بی ترانه زمین

41

ساقه های سبز آشتی شکسته است

42

لاله های سرخ دوستی فسرده است

43

غنچه های نورس امید

44

لب به خنده وانکرده، مرده است!

45

پرچم بلند سرو راستی

46

سر به خاک غم سپرده است!

47

48

ای ستاره، باورت نمی شود:

49

آن سپیده دم که با صفا و ناز

50

در فضای بی کرانه می دمید،

51

دیگر از زمین رمیده است

52

این سپیده ها سپیده نیست

53

رنگ چهره زمین پریده است!

54

55

آن شقایق شفق که می شکفت

56

عصر ها میان موج نور،

57

دامن از زمین کشیده است

58

سرخی و کبودی افق

59

قلب مردم به خاک و خون تپیده است!

60

دود و آتش به آسمان رسیده است!

61

62

ابرهای روشنی که چون حریر،

63

بستر عروس ماه بود،

64

پنبه های داغ های کهنه است!

65

66

ای ستاره، ای ستاره غریب!

67

از بشر مگوی و از زمین مپرس

68

زیر نعره گلوله های آتشین

69

از صفای گونه های آتشین مپرس

70

زیر سیلی شکنجه های دردناک

71

از زوال چهره های نازنین مپرس

72

پیش چشم کودکان بی پناه

73

از نگاه مادران شرمگین مپرس

74

در جهنمی که از جهان جداست

75

در جهنمی که پیش دیده خداست

76

از لهیب کوره ها و کوه نعش ها

77

از غریو زنده ها میان شعله ها

78

بیش از این مپرس

79

بیش از این مپرس

80

81

ای ستاره، ای ستاره غریب!

82

83

ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم

84

پس چرا به داد ما نمی رسد؟

85

ما صدای گریه مان به آسمان رسید

86

از خدا چرا صدا نمی رسد؟

87

88

بگذریم ازین ترانه های درد

89

بگذریم ازین فسانه های تلخ

90

بگذر از من ای ستاره، شب گذشت

91

قصه سیاه مردم زمین

92

بسته راه خواب ناز تو

93

می گریزد از فغان سرد من

94

گوش از ترانه بی نیاز تو!

95

96

ای که دست من به دامنت نمی رسد

97

اشک من به دامن تو می چکد

98

99

با نسیم دلکش سحر

100

چشم خسته تو بسته می شود

101

بی تو در حصار این شب سیاه

102

عقده های گریه شبانه ام

103

در گلو شکسته می شود

104

شب به خیر...!

متن شعر کپی شد.