کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آفتاب و گل...

1

من و شب هر دو بر بالین این بیمار بیداریم.

2

من و شب هر دو حال درهم آشفته ای داریم.

3

4

پریشانیم، دلتنگیم

5

به خود پیچیده تر، از بغض خونین شباهنگیم.

6

7

هوا: دم کرده، خون آلود، آتش خیز، آتش ریز،

8

به جان این فرو غلتیده درخون

9

آتش تب تیز !

10

11

تنی اینجا به خاک افتاده

12

پرپر می زند در پیش چشم من

13

که او را دشنه آجین کرده دست دوست یا دشمن

14

وگر باور توانی کرد دست دوست با دشمن!

15

*

16

جهان بی مهر می ماند که می میرد مسیحایی

17

نگاهی می شود ویران که می ارزد به دنیایی

18

*

19

من این را نیک می دانم، که شب را، ساعتی دیگر،

20

فروزان آفتابی هست

21

چون لبخند گل پیروز.

22

شب آیا هیچ می داند گر این بدحال،

23

نماند تا سحرگاهان

24

- زبانم لال،

25

جهان با صد هزاران آفتاب و گل،

26

دگر در چشم من تاریک تاریک است

27

چون امروز

متن شعر کپی شد.