کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

شعر سپید ·

هزار اسب سپید ...

1

به سنگ ساحل مغرب شکست زورق مهر،

2

پرندگان هراسان، به پرس و جو رفتند .

3

4

هزار نیزهء زرین به قلب آب شکست .

5

فضای دریا یکسره به خون و شعله نشست .

6

7

به ماهیان خبر غرق آفتاب رسید .

8

نفس زنان به تماشای حال او رفتند !

9

ز ره درآمد باد،

10

به هم بر آمد موج،

11

درون دریا آشفت ناگهان، گفتی

12

هزاران اسب سپید از هزار سوی افق،

13

رها شدند و چو باد از هزار سو رفتند !

14

*

15

نه تخته پارهء زرین، که جان شیرین بود؛

16

در آن هیاهوی هول آفرین رها بر آب !

17

هزار روح پریشان به هر تلاطم موج،

18

بر آمدند و به گرداب فرو رفتند !

19

*

20

لهیب سرخ به جنگل گرفت و جاری شد .

21

نواگران چمن از نوا فرو ماندند .

22

شب آفرینان بر شهر سایه افکندند.

23

سحر پرستان،

24

فریاد در گلو،

25

رفتند!

متن شعر کپی شد.