سایر · فریدون مشیری
عشق
1
عشق، هر جا رو کند آنجا خوش است.
گر به دریا افکند دریا خوش است.
2
گر بسوزاند در آتش، دلکش است.
ای خوشا آن دل، که در این آتش است.
3
تا ببینی عشق را آیینه وار
آتشی از جان خاموشت برآر!
4
هر چه می خواهی، به دنیا در نگر
دشمنی از خود نداری سخت تر!
5
عشق پیروزت کند بر خویشتن
عشق آتش می زند در ما و من.
6
عشق را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جان نو، خورشیدوار.
7
عشق هستی زا و روح افزا بود
هر چه فرمان می دهد زیبا بود.