کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

نوایی تازه

1

شنیدم مصرعی شیوا، که شیرین بود مضمونش

« منم مجنون آن لیلا که صد لیلاست مجنونش «

2

به خود گفتم تو هم مجنون یک لیلای زیبایی

که جان داروی عمر توست در لبهای میگونش

3

بر آر از سینه جان شعر شورانگیز دلخواهی

مگر آن ماه را سازی بدین افسان افسونش!

4

نوایی تازه از ساز محبت، در جهان سرکن،

کزین آوا بیاسایی ز گردش های گردونش.

5

به مهر آهنگ او روز و شبت را رنگ دیگر زن

که خود آگاهی از نیرنگ دوران و شبیخونش.

6

ز عشق آغاز کن، تا نقش گردون را بگردانی،

که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش،

7

به مهر آویز و جان را روشنایی ده که این آیین

همه شادی است فرمانش، همه یاری است قانونش

8

غم عشق تو را نازم، چنان در سینه رخت افکند

که غم های دگر را کرد از این خانه بیرونش!

9

غرور حسنش از ره می برد، ای دل صبوری کن!

به خود باز آورد بار دگر شعر فریدونش. 

متن شعر کپی شد.