سایر · فریدون مشیری
روح چمن
1
ای دوست چه پرسی تو که، سهراب کجا رفت
سهراب سپهری شد و سر وقت خدا رفت
2
او نور سحر بود کزین دشت سفر کرد
او روح چمن بود که با باد صبا رفت
3
همراه فلق در افق تیره این شهر
تابید و به آنجا که قدر گفت و قضا، رفت
4
ناگاه چو پروانه سبک خیز و سبکبال
پیدا شد و چرخی زد و گل گفت و هوا رفت
5
ای جامه شعرت نخ آواز قناری
رفتی تو و از باغ و چمن نور و نوا رفت